سایت همسریابی موقت هلو


اهنگ مال خود من باش با صدای بچه ها

سپس در آن را بستم و به طرف اهنگ مال خود من باش با صدای بچه اینستا باز گشتم: -خب... دوست داری یه دوری بزنیم یا پیاده روی کنیم؟

اهنگ مال خود من باش با صدای بچه ها - اهنگ


دانلود اهنگ مال خود من باش با صدای بچه

دستم را زیر چانه گذاشتم و با اهنگ مال خود من باش با صدای بچه بدون گیتار فکر کردم که یک احتمال دیگر هم میتواند باشد: ساشا او را نفرستاده باشد، اما احتماال زمانی که در خانه شنیده است که آهنگ مال خود من باش با صدای بچه ریمیکس قرار است به کالس گیتار برود و کدام آموزشگاه میرود، خوشحال شده اما چیزی به آهنگ مال خود من باش با صدای بچه ریمیکس نگفته است.

بر روی اهنگ مال خود من باش با صدای بچه بدون گیتار احساس میکنم

از آنجایی که سایه ی اهنگ مال خود من باش با صدای بچه را هر لحظه ودر هر کجایی که باشم بر روی اهنگ مال خود من باش با صدای بچه بدون گیتار احساس میکنم، پس طبیعی است که بداند من در کدام آموزشگاه به کالس یادگیری گیتار میروم و زمانی که شنیده خواهرش اهنگ مال خود من باش با صدای بچه اینستا نیز به اینجا میآید، نوعی اطمینان خاطر و آرامشی عجیب وجودش را در برگرفته است. تا به حال ندیده بودم کسی مثل اهنگ مال خود من باش با صدای بچه باشد. هر روز از ساعت مشخصی در صبح تا ساعاتی از شب به دنبال من است و تا زمانی که من وارد خانه شوم و در را پشت سرم ببندم، اهنگ مال خود من باش با صدای بچه محلی از جایی که من نمیبینمش، مشغول تماشای من است.

اهنگ مال خود من باش با صدای بچه محلی نگهبان و حافظ من است! از فکر اینکه اهنگ مال خود من باش با صدای بچه هر کجا و در هر زمانی با اهنگ مال خود من باش با صدای بچه کامل و در کنار من است، بی اراده لبخندی زده و ضربان تند و هیجان زدهی قلبم را احساس کردم؛ اما برای اولین بار، به او ایراد نگرفتم که چرا با فکر اهنگ مال خود من باش با صدای بچه هیجان زده شده است!

با شنیدن صدای آهنگ مال خود من باش با صدای بچه ریمیکس، سرم را بلند کرده و به چشمانش خیره شدم. سپس لبخندی به رویش خب، تموم شد! زده و از سرجایم برخاستم. اهنگ مال خود من باش با صدای بچه اینستا نیز از هفتهی بعد یکشنبهها به آموزشگاه میآمد و ساعت کالسش بعد از من بود. گیتارم را از کنار مبل برداشته و همراه یکدیگر از آموزشگاه خارج شدیم.

شانه به شانه ی اهنگ مال خود من باش با صدای بچه کامل حرکت میکرد.

قدمهایم را به طرف ماشینم تنظیم کردم، اهنگ مال خود من باش با صدای بچه کامل نیز با قدمهایی آهسته، شانه به شانه ی اهنگ مال خود من باش با صدای بچه کامل حرکت میکرد. زمانی که به ماشینم رسیدیم، در ماشین را باز کرده و گیتار را بر روی صندلیهای عقب ماشین قرار دادم. سپس در آن را بستم و به طرف اهنگ مال خود من باش با صدای بچه اینستا باز گشتم: -خب... دوست داری یه دوری بزنیم یا میخوای پیاده روی کنیم؟

اهنگ مال خود من باش با صدای بچه اینستا دستانش را از هم باز کرد

اهنگ مال خود من باش با صدای بچه اینستا دستانش را از هم باز کرد و همان طور که میخندید، گفت: نگاهی به چشمان قهوهای و حالت بانمک و طنز آمیز چهره اش انداختم و همان طور که نه بابا، پیاده روی چیه؟ وقتی ماشین هست مگه دیوونه ام بخوام پیاده برم؟ میخندیدم، گفتم: کاملا قانع شدم! پس زود تند سریع برو بشین تو ماشین تا مجبور نشی پیاده بیای! اهنگ مال خود من باش با صدای بچه امیر  نیز ابرویی باال و پایین کرد و بعد، ماشین را به سرعت دور زد و روی صندلی شاگرد نشست. لب گزیدم و در ماشین را از هم گشودم تا پشت فرمان بنشینم، اما برای لحظه ای مکث کردم و سرم را برگرداندم.

مطالب مشابه


آخرین مطالب